4 ماهگی جوجو

جوجوی قشنگم چهار ماهگیت مبارک 


عزیزم مدت زیادیه سرما خوردی برا سومین بار بردیمت دکتر سینت بد جور خز خز میکنه ولی هنوزم خوب نشدی
میترسم بمونه تو سینت البته دکترت گفت اگه خوب نشدی از سینت عکس بگیریم خدا کنه تا چهارشنبه خوب بشی با وجود اینکه سرما خورده بودی ولی بردیمت درمانگاه که واکسن 4 ماهگیتو بزنیم رشدت خیلی خوب بود قدت 65 سانت دور سرت 41 سانت و وزنت هم 7 کیلو 900 گرم
پریروز که واکسن زدی من مرخصی گرفتم تا غروب حالت خوب بود و بی تابی نکری ولی از غروب بی تابیت شروع شد بابایی از من خواست بخوابم و خودش شب مواظبت باشه و استامینفونت رو بهت بده طفلی بابایی تا صب باهات بیدار موند البته منم چند بار بیدار شدم در کل پسر خوبی بودی و خیلی اذیت نکردی ولی دیشب هم خز خز سینت خیلی زیاد شده بود و من از 3 شب به بعد نتونستم بخوابم تو خواب آه و ناله میکردی بمیرم برات خدا کنه زود خوب بشی چون تحمل دیدن مریضیتو ندارم ولی با وجود اینکه سرماخوردی و حالت خوب نیست اصلا اذیت نمیکنی و خیلی آرومی الهی من قربون پسر آرومم بشم اینم یه عکس از اولین روز 4 ماهگیت

راستی این زیر دکمه دارو که برات گرفتیم کمی برات بزرگه مامان بابایی میگفت اینجوری بهتره تو لباس راحت تری لباس تنگ اذیتت میکنه واسه همین برات نگه داشتیم و تنت کردیم 
عمه زهرات در مورد وبلاگت برا خانم پسر خالت صحبت کرده بود واسه همینم از من خواست عکسای دخترشو تو وبلاگ بزارم میگفت تو اینترنت براز ببینم چند تا لایک میخوره خدایش خیلی خوشگله اسمش نازنین رقیه است 4 ماه از ت بزرگتره البته یکمی به نظرم بد عکسه ولی خودش خیلی خوشگله اینم عکساش





این عکسو بابایی ازت گرفته داشتیم لباساتو عوض میکردیم الهی قربونت بشم

راستی مامانی یادم رفت اینارو بگم برا همین مطلبو ویرییش کردم این روزا برا همه میخندی از کسی غریبی نمیکنی خنده هاتم با صدای بلند و قهقه است قربون خنده هات بشم من اینقدر صدا در میاری انگار حرف میزنی پشت سر هم معلوم نیست چی میگی بعد یه دفعه جیغ میکشی نمیدونی چه ذوقی برات میکنیما ینجور موقع ها عمه زهرا ادای گریه کردن در میاره تو هم بغض میکنی لبات تکون میخوره به دفعه شروع میکنی به گریه کردن یا وقتی آهنگ غمگین میزاریم شروع میکنی به گریه کردن قربونت بشم از الان همه چی میفهمی شب اینقدر ورجه وورجه میکنی که نگو تو خواب غلط میزنی چند شب پیش تو خواب بادست میزدی به پشتم الهی قرون اون دستهای کوچکت بشم من خیلی خوشگل میخوابی دستاتو باز میکنی مامان بابایی میگه مثل پهلوونا میخوابی
گاهی نمیخوای دراز بکشی به زور خودتو بالا میکشی ولی نمیتونی پاشی فقط گردنت از زمین جدا میشه و کمی از پشتت وای وقتی اینجوری میکنی ههمون برات میخندیم قربونت بشم من که اینقدر کارات شیرینه




4 ماهگی جوجو 



